9ماهگی ثمین گلی
بالاخره امروز موفق شدم بیام و یه پست جدید بزارم
که مصادف شد با ورود ثمین گلی به 9 ماهگی. دخملم مبالک باشه.
انگار همین دیروز بود که به این دنیای مادی قدم گذاشتی نازنینم.هنوز باورم نمیشه که مادر دو تا بچه هستم!
بگذریم... پنجشنبه عروسی بیدیم.خوب بود و خوش گذشت البته اگه از دوتا موضوع فاکتور بگیریم:(اولی گریه کردنهای ثمین بعد از هر بار شنیدن صدای کللللللللل
و دوم حال بهم خوردگی ثنا بعد از خوردن دیر هنگام شام
) خوش گذشت چون اولین عروسیی بود که ثنا عین چسب به من نچسبید.واین به خاطر همین مهد رفتنه و شایدم اقتضای سن ؟!بهر حال در کل خوب بود.هم تجدید دیداری بود با دوستان و اشنایان و هم تجدید قوا و کسب انرژی مجدد برای دوباره دست تنها شدنم.راستی عمه مریم هم سونوگرافی رفته و نی نی شون دخمل از اب دراومده.یه همبازی برای ثمین جونی.
اینم چندتاعکس از عروسی:


هوا بسی خنک بود و مجبور شدم کلاه بذارم سرش تا کلاه رو بذاره رو سرش!!




9ماهگی ثمین گلی
